تازگی ها ک از خواب بیدار میشوم

تازه کابوس هایم آغاز میشود...

 

/ 3 نظر / 16 بازدید
علی

سرنوشت تصمیم می گیرد که تو در زندگی با چه کسی باشی ، اما تنها قلب توست که می تواند تصمیم بگیرد چه کسی در زندگی تو باقی بماند ....... غم دانه دانه می افتد روی صورتم ، شور است طعم نبودنت ... !!!

علی

در شهر فاحشه ها را لعنت می کنند. غافل از آنکه شهر پر از فاحشه های مغزی ست و کسی نمی داند که مغزهای هرزه, ویرانگر ترند تا تن های هرزه . همه آزادی میخواهند بی آنکه بدانند اسارت چیست! اسارت به میله های دورت نیست. به حصارهای دور تفکرت است!

حریم عشق

سلام ممنون که به وبم اومدیونظر گذاشتی موفق باشی