من و انتظار در راهیم نشانه تورا به دل داریم

دیروز وقتی وارد کلاس شدم دیدم استاد وصایامون داره از امام زمانمون میگه و یک سری حکایات و اتفاقای قشنگ که واسه خاصان درگاه امام به واسطه حضور خود امام براشون اتفاق افتاده

و بعد  که داشتم از دانشگاه بر میگشتم
به خیابوناو کوچه ای تزئین شده شربت و شیرینی های نذری که پخش میشد میونه مردم و آدمایی که می خوان نشون بدن که ما منتظر کسی هستیم که سوای بقیست و... وقتی خوب نگاه کردم دیدیم که چقدر قشنگ اینکه همه چی و همه جا تحت شعاع امامون تولدشو وجود عزیزو معصومش میچرخه و همه میخوان نشون بدن که یه جور بلاخره بهش ارادت دارن حالا حتی به ظاهر که باز قشنگه
اون وسطا با خودم فکر کردم که خداجون آخه چی می شد اگه همه روزا یا بیشتر روزا مردم اینجوری بودنو انقدر شهرو آدمای اطرافمون به یاد مولاشون بودن و منتظر؟!

و اونوقت بود که وقتی خدا این همه شوق و طراوت هر روزو تو مردم میدید حتما حضور آقا رو به تعجیل می انداخت.


می خوام بگم دوست دارم این برق منتظر بودنی که تو چشمای هم محلیام و مردمم دیدم  فقط مخصوص و خاص تو یه روز و یا یه شب نباشه و همیشه ببینم

یا این مهربون شدن آدما نسبت به هم به واسطه شب تولد مولا یه روز و دوروز تنها تو سال نباشه
هر چند کار سختی!


پ.ن: تولدت مبارک امام عشق و عدالت..


/ 1 نظر / 8 بازدید
دختر شهریور

این یکی از محالات هستش تازه واسه همین یه روزم باید خدارو شکر کرد[گل]