حضرت عاشق

که نامت سر منشا عاشقان جهان است
که هستی که سر مستم
پاییز با سرما خوردگی غیر منتظره اش
با اتفاقات عجیبش دارد به مهرش پایان میدهد
مهری که دوستش دارم به خاطر سال روزش
من ادم عاشقی هستم تلخی هم کنی باز عاشقانه مینویسم
توهین به دوس داشتنم را بلد نیستم 
که حقیر دانستن عشق حقیر دانستن خود است
که نامت سر اغاز همه خوبی هاست
دلم روضه میخواهد از جنس روضه های این روزها
و این بر کسی پوشیده نیست روضه ی کوچه های مدینه
روضه ی سکوت تو دشمنی دشمنانت
روضه جواب سلام های نداده و غم در سینه
که نامت ارامش قلب من است
که هستی و امیدم به توست و با تو غم عشق را تاب می اورم
یا حضرت دار و ندار من
حضرت بود و نبود من
حضرت عاشق...

 

/ 5 نظر / 12 بازدید
دریا

ممنون عزیزم توهم لینکی[پلک]

هیوا

می خواهم این راهی که من وتو آمده ایم را... از ابتدا ویران کنم... تاهیچ کس.. به اینجایی که ما رسیده ایم... نرسد...

ستاره

فریبم داد و با من حقه ها کرد خودش را در نگاه من خدا کرد همین که در دلم یکتاترین شد مرا با بی کسی هایم رها کرد