صدای تو

صدا کن مرا

صدای تو خوب است

صدای تو سبزینه آن گیاه عجیبی است

که در انتهای صمیمیت حزن میروید.

درابعاد این عصر خاموش

من از طعم تصنیف در متن ادراک یک کوچه تنهاترم

بیا تابرایت بگویم چه اندازه تنهایی من بزرگ است

و تنهایی من شبیخون حجم تو را پیش بینی نمی کرد

و خاصیت عشق این است.

کسی نیست

بیا زندگی را بدزدیم و آن وقت میان دو دیدار قسمت کنیم

بیا باهم از حالت سنگ چیزی بفهمیم

بیا زودتر چیزها بدزدیم

بیا آب شو مثل یک واژه در سطر خاموشی ام

بیا ذوب کن در کف دست من جرم نورانی عشق را

....    ....    ....

اگر کاشف صبح آمد صدا کن مرا

و من در طلوع گل یاس

از پشت انگشت های تو بیدار خواهم شد.

/ 2 نظر / 5 بازدید
صادق

عالي بود.. صدايم ترانه خوان قصيده‌ي عشق درون تو!!

صادق

پروانه هی پروانه من از وزیدن این لحظه ها هرگز هیچ امیدی به آمدن آن روز روشن نداشته ام تو هم از تنگ این غروب تشنه بترس خیلی وقت است بادها از غارت سحرگاه شبنم فروش به خاموشی خارزار شهریوری رسیده اند این آخرین وصیت من است دیگر وزیدن ولگرد این لحظه ها هیچ عطری از شفای بنفشه نخواهد آورد راهی نیست تا حنابندان دوباره ی اردی بهشت و علف باید به قول همین بوته ی راه نشین قناعت کنی ورنه بادها ترا به نانوشته ترین دفتر نامه ها خواهند فروخت.. ... عزيزم سلام. ممنون از اينكه به من لطف داشتي.. منتظرت هستم.. بيا تا برايت بگويم از بازي من و خدا...