با تو حکایتی دگر

 

شرمنده ام !


گفته بودم ،


دست بر دیوار دور آن ور دریای خاطرات نمیزنم!


و تا هزاره ی شمردن انتظار، چشم  می گذارم!


گفته بودم،


غبار قدیمی  تقویم ایام گذشته را

 

 

 

با فراموشی یادها وخاطره ها توام نمی کنم!


گفته بودم ،


صدای سرد سکوت درد این سالهای دربه در

 

 

 

بلاتکلیف را،

 

با سرود و شادی دوباره، بر هم نمی زنم!


اما دوباره دل دل این دل درمانده،


ما را میهمان سایه گاه خاموش کتاب و کاغذ کرد!

 

 

 

همان کتابی که

 

با رویایش بزرگ شدی!

 

همان کتاب توقیفی پارسال را می گویم!

 

هی!،


همیشه همسفر حدود تنهایی ام!


بگذار که این دفتر  هم ،


گزینه یی از سخنان بی پناه،

 

 

گاه به گاه من به تو باشد!!!

 

 

 

/ 49 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
علی روحی

سلام [گل][گل][گل] خودمان باشیم [گل][گل][گل] شهرداری دریک نطق تلویزیونی خطاب به شهروندان گفت : اگر مثل هم فکر کنیم یک نفر هستیم اگر ضد هم باشیم هیچ کس نیستیم ما به تعداد هرشهروند اندیشه و نظر داریم مهم این است که خودمان باشیم ولی باهم زندگی کنیم و این زمانی میسراست که همه بسوی یک هدف مشترک حرکت کنیم هدف ما ساختن شهری سالم است . [گل][گل][گل] شاد باشید [گل][گل][گل]

خادمین خدیجه کبری

با سلام [گل] سپاس از حضور و محبت و مهربانی شما. [گل] خداوندا آگاهم و با وجود آگاهی به آنچه که باید عمل نمی کنم! این آگاهی را تو به من داده‌ای و من با غفلتم آن را نادیده می گیرم و به آن عمل نمی کنم. پس تو قدرت درک به من عنایت کن ، پس تو قدرت فهم به من عنایت کن و آن نعمتهایی را که داده‌ای برمن افزون فرما. مرا به راه راست هدایت فرما و در راه رضای خودت یاریم نما. [گل] خداوندا جز تو فریادرسی نیست و تنها تو هستی که درتنهاییم مرا یاد میکنی و در گرفتاریم بکمکم میآیی و گرفتاریم را برطرف میکنی ، درهنگام ضعیفی مرا قوت می بخشی و درهنگام بیماری شفا عنایت میکنی . [گل] خداوندا توهستی که هروقت و هرکجا و در هر موقعیت تو را بخوانم اجابتم میکنی . پس اکنون نیز مرا اجابت فرما و به من قدرت بدست آوردن رضایتت را عنایت فرما. [گل] خداوندا ما را تنها مگذار که ما جز تو کسی را نداریم. حاج حسن پورشبانان [گل]

پریسا

سلام ... بالاخره مشکلات نت تو اینجا حل شد و من تونستم بیام ... و با تو حکایتی دگر آغاز کنم ... سمیرای عزیز امیدوارم همیشه شاد باشی .

لیلا

سلام عزیزم. ممنونم که اومدی. وبلاگ شمام زیباست. یا حق

لیلا

پس خواستی id تو بده که باهم آشنا بشیم. منتظرم. بوس[ماچ]

علی روحی

سلام [گل][گل][گل] فهم و شعور [گل][گل][گل] گفتند چند روزی تعدادی از نانواهای شهر بسته خواهد بود چون این خبررا می دانستم سریعا برای دوماه نان تهیه کردم و پیش بینی می کردم از فرداجلوی نانواهای صف های طویلی تشکیل شود . فردا خوشحال از این که توانسته بودم به قولی زرنگی کرده وقبل از همه بجنبم .با کما تعجب دیدم از صف های طولانی خبری نیست . پس فردا هم همین طور ! چون به رفتارهای اهالی این شهر زیاد عادت نکرده بودم از یکی پرسیدم : مگر تعداد زیادی نانوا بسته نشده ؟ گفت چرا بسته شده ! گفتم مگر کمبود نان درشهر بوجود نیامده ؟ گفت چرا بوجودآمده پرسیدم : پس چرا مردم برای خریدنان هجوم نمی آورند ؟ او برگشت و گفت : مادرچنین شرایطی نوع جیره غذایی را عوض می کنیم و بجای نان ازسایرغذاها استفاده می کنیم تا فشاری به شورای شهر نیاید شرمنده از فهم و شعورشهروندان این شهر . بسته های اضافی نان را به نانوایی پس دادم . [گل][گل][گل] شاد باشید [گل][گل][گل]

طیب

سلام چطوری نسیم ها خوبی ؟

علی روحی

سلام [گل][گل][گل] کدام بهتر است [گل][گل][گل] سلام و لبخندی که شهروندان درزندگی خود به همدیگرمی دهند به مراتب بهتراز سبدگل بزرگی است که به مراسم تدفین یکدیگرمی آورند. [گل][گل] ندای عشاق بروز شد [گل][گل][گل]

سمیه

[گل] نوشته هات مثل خودت قشنگه.[گل]