رویایی از تو
اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج
نويسندگان

می دانم هیچ صندوقچه ای نیست که بتوانم رازهایم را توی آن بگذارم و درش را قفل کنم ، چون او همه ی قفل ها را باز می کند .

او هرشب خواب های مرا تماشا می کند وآرزهایم را می بیند .

حتی آرزوهایی را که هنوز وقت نکرده ام آرزویشان کنم .

اومی داند که امروز چند بار اشتباه کرده ام و چند بار شیطان از نزدیکی های قلبم گذشته .

اومی داند فردا چه شکل است و دقیقا می داند چند نفرفردا به دیدنش خواهند رفت.

او اسم همه بچه هایی را که فردا به دنیا می آیند را می داند.

او می داند که من چند شنبه می میرم و می داند آن روز هوا ابری است یا آفتابی.

او ساعت و دقیقآ تمام قرارملاقات هایش را با آدم ها می داند.

او سرنوشت همه ی برگ ها را می داند و از مسیر حرکت تمام باد ها با خبر است.

او می داند که هر کدام از قاصدک ها چه خبری با خود به کجا می برند. او می داند کدام دانه برنج را کدام مورچه ، از زمین بر می دارد و می داند تک تک دانه های انار، در کدام لحظه پائیز می رسند .

او می داند هر کدام از قطره های باران بالاخره به پای کدام دانه می رسند و می داند کدام دانه گندم ، سهم سفره هفت سین ماست و می داند کدام سیب سرخ را تو گاز خواهی زد .

او حساب اشک های تو را دارد و می داند تا حالا چند تا ستاره از چشمت چکیده ، او می داند در نوک هر پرنده چند تا آواز است و در قلب تو چند آرزو.

او می داند که قلب تو تا حالا چند بار شکسته و هر بار که شکسته تنها او صدای شکستنش را شنیده .

او می داند که .....

او می داند که......

خدایا می خواستم نا مه ای برایت بنویسم ، اما مطمئنم که تو نامه ام را قبل از این که بنویسم خوانده ای .

پس تنها منتظره جواب می مانم.

 

[ شنبه ٢٧ بهمن ۱۳۸٦ ] [ ۱:٤٧ ‎ق.ظ ] [ سمیرا ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

سلام مهدی جان سلام بر زلال رود خانه هایی که در آن وضو میگیری سلام بر سنگی که پیشانی بر آن میگذاری سلام بر درختی که بر آن تکیه می کنی سلام بر خیابانی که محل گذر توست سلام بر بارانی که بخاطر تو میبارد سلام بر دقایقی که قرآن می خوانی سلام بر سجاده ات و سلام بر مهرو تسبیح و نگاه پر از مهرت
آرشيو مطالب
امکانات وب
RSS Feed

دعای عظم البلا حدیث موضوعی مهدویت امام زمان (عج)
ساعت فلش مذهبی
دعای فرج
روزشمار غدیر