رویایی از تو
اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج
نويسندگان


 

پرواز...

 

بعد از آن همه خوردن خوابیدن و خوش گذراندن حالا ناچار بود مدتی را در خلوت بنشیند و فکر کند


روزها و شب ها در یک فضای تنگ و تاریک به سکوت نشست.


تنهایی آزارش می داد اما باید تحمل می کرد


چند وقتی به همین سختی برایش گذشت.


احساس کرد تغییری در حال رخ دادن است ، اما هنوز نمی دانست ماجرا چیست !


شعاع کم رنگ نوری فضایش را روشن کرد ، با زحمت اول شاخک هایش را و بعد دست و پایش را بیرون آورد


ناگهان متوجه شد صاحب دو بال زیبا و رنگارنگ شده است


اکنون او می توانست پرواز کند


با خود گفت : تحمل آن همه سختی به این پرواز و زیبایی می ارزید.

 

 

 

 

 

[ پنجشنبه ٢٢ فروردین ۱۳۸٧ ] [ ۳:٢٢ ‎ق.ظ ] [ سمیرا ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

سلام مهدی جان سلام بر زلال رود خانه هایی که در آن وضو میگیری سلام بر سنگی که پیشانی بر آن میگذاری سلام بر درختی که بر آن تکیه می کنی سلام بر خیابانی که محل گذر توست سلام بر بارانی که بخاطر تو میبارد سلام بر دقایقی که قرآن می خوانی سلام بر سجاده ات و سلام بر مهرو تسبیح و نگاه پر از مهرت
آرشيو مطالب
امکانات وب
RSS Feed

دعای عظم البلا حدیث موضوعی مهدویت امام زمان (عج)
ساعت فلش مذهبی
دعای فرج
روزشمار غدیر