|
هیچ دانی در دلم جا کرده ای؟
عرش حق شش گوشه برپا کرده ای؟
ورد صوفی حا و سین و یا و نون
فاعلات فاعلات فاعلون
"حای" حامیم ذات کبریا
"سین" آن سر ها ز پیکرها جدا
"یای" آن یکتا پرست و یذکرون
"نون" آن باشد قسم بر یسترون
عشق بازی با تو معنا می شود
نور حق با تو هویدا می شود
سینه از درد فراغت خسته است
دل به روی غیر تو او بسته است
السلام ای شاه مظلوم و غریب
السلام ای " آیه ی امن یجیب "
السلام ای نور چشم مصطفی
السلام ای " خامس آل عبا "
|