|
دنیای عجیبی ست
دیروز منتظر بهار بودیم
و امروز منتظر زمستانیم
یا در حساب و گذشته عمرمان هم چنینیم
دیروز منتظر رفتن به کلاس اول بودیم و امروز منتظر فارغ التحصیل شدن
و فردا و فرداهااا
اینجا باران می بارد و می بارد...
و صدای بوق بوق پشت همه ماشین عروس می آید
و دل تنگی عجیبی که...
اینجا همه چیز خوب است و هنوز بوی سادگی می آید مثل همین بوی لطیف نم باران
راستی باران سلامت را رساند
چقدر حالت خوب است
آدم حسودی اش میشود
حال پرندگان را داری
حال مرغان مهاجر
فقط خداحافظی نکن که دلم میگیرد...
این روزها دلم طاقت هر چیز را دارد جز خداحافظی
راستی...
مرا نگاه کن با توام..
آری با توام ................ سلام
|