|
تو راز مرگ را گشودی کدام گره ، با ناخن عزم تو وا نشد؟ شرف به دنبال تو لابه کنان می دود
تو فراتر از حمیتی نمازی ، نیتی یگانه ای ، وحدتی
آه ای سبز! ای سبز سرخ!
ای شریفتر از پاکی نجیب تر از هر خاکی ای شیرین سخت ای سخت شیرین!
تو دهان تاریخ را آب انداخته ای ای بازوی حدید شاهین میزان مفهوم کتاب ، معنای قرآن!
نگاهت سلسله تفاسیر، گام هایت وزنه ی خاک و پشتوانه ی افلاک
کجای خدا در تو جاری ست کز لبانت آیه می تراود؟
عجبا ! حیرانی مرا با تو پایانی نیست چگونه با انگشتانه ای از کلمات اقیانوسی را می توان پیمانه کرد؟

|