رویایی از تو
اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج
نويسندگان


این روزا همش میترسم

        می ترسم که تو بیایی و من نباشم..


به یاد روی مه آلوده اش غزل خوانم
به فکر ماه پس ابرم و هراسانم

چقدر طول کشید انتظار ، می ترسم
به وقت آمدنت زنده ام ؟ نمی دانم

به فکر پرده کشیدن ز رویت ای ماهم
که از زمان ظهورت حدودا آگاهم

نه ، دور نیست زیاد این زمان ظهور
ببین صدای قدمت آید از ته آهم

عطش برای شرب نگاهت ببین به لب هایم
همین بس است بیا و نگو نمی آیم

برای انتظار تو آقا توانمان رفته
برای شیعه بد است آقا ، نگو که تنهایم

پس از هزار و چند قرن هنوز می نالم
که شیفته رخ ماه و خراب آن خالم

ولی همین که خوب فکر می کنم شاید من
به شاخه های درخت شکفتنت کالم

مرا نبین که به گلشن و چمن خارم
امید آمدنت را به روی گل دارم

به خاطر گلها بیا بهار گلزارم
که سیصد و سیزده گل در این چمن دارم

 

[ سه‌شنبه ٥ امرداد ۱۳۸٩ ] [ ٤:۳٠ ‎ب.ظ ] [ سمیرا ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

سلام مهدی جان سلام بر زلال رود خانه هایی که در آن وضو میگیری سلام بر سنگی که پیشانی بر آن میگذاری سلام بر درختی که بر آن تکیه می کنی سلام بر خیابانی که محل گذر توست سلام بر بارانی که بخاطر تو میبارد سلام بر دقایقی که قرآن می خوانی سلام بر سجاده ات و سلام بر مهرو تسبیح و نگاه پر از مهرت
آرشيو مطالب
امکانات وب
RSS Feed

دعای عظم البلا حدیث موضوعی مهدویت امام زمان (عج)
ساعت فلش مذهبی
دعای فرج
روزشمار غدیر