رویایی از تو



 

حقیقت دارد
تو را دوست دارم
در این باران
می خواستم تو
در انتهای خیابان نشسته باشی
من عبور کنم
سلام کنم
لبخند تو را در باران
می خواستم
می خواهم
تمام لغاتی را که می دانم
برای تو به دریا بریزم
دوباره متولد شوم
دنیا را ببینم
رنگ کاج را ندانم
نامم را فراموش کنم
دوباره در آینه نگاه کنم
ندانم پیراهن دارم
کلمات دیروز را
امروز نگویم
خانه را برای تو آماده کنم
برای تو یک چمدان بخرم
تو معنی سفر را از من بپرسی
لغات تازه را از دریا صید کنم
لغات را شستشو دهم
آنقدر بمیرم
تا زنده شوم ...

"احمدرضا احمدی"

 

پنجشنبه ٢ اردیبهشت ۱۳۸٩  توسط سمیرا  | پيام هاي ديگران ()

 


زن که باشی درباره‌ات قضاوت می‌کنند در باره‌ی لبخندت که بی‌ریا نثار هر احمقی کردی درباره‌ی زیبایی‌ات که دست خودت نبوده و نیست درباره‌ی تارهای مویت که بی‌خیال از نگاه شک‌آلوده‌ی احمق‌ها از روسری بیرون ریخته‌اند درباره‌ی روحت، جسمت درباره‌ی تو و زن بودنت، عشقت، همسرت قضاوت می‌کنند تو نترس و زن بمان احمق‌ها همیشه زیادند نترس از تهمت دیوانه‌های شهر که اگر بترسی رفته رفته زنِ مردنما می‌شوی
samira_sarafraznaderi@yahoo.com

 

سمیرا

 

رهبرم
پدر مهربان.....روزبه
ادبدون
رویای صدا
شهید گمنام
لینک های مرتبط به تئاتر
حافظ ایمانی
عصر ظهور
صحرا.....زهرای عزیز
همنفس لحظه ها
استاد وحید جلیلوند عزیز
راز پاییز
راز شقایق
کویر
مثل یک شب بی طپش
السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا....یا امام رئوف
فریاد خاموش
خدیجه کبری ام المومنین
*شیدای شب*سارا*
وبلاگ دوستداران حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشريف
ندای عشاق
عکس وارونه
نمی دانم ها
شاعری در اتاق مجازی
دانشجو
بی همگان به سر شود بی تو به سر نمی شود......علی

 

 

 

RSS 2.0

 .:: رويای صدا ::.