|
_این اشکدان را نگاه کن!
می گویند آنوقت ها اگر عشقی به سفر می رفت، محبوب او گریه های فراق را چکه چکه در این اشکدان ها می ریخت تا به هنگام باز آمدن دوست به او بنماید که تا چند حد از دوری اش در عذاب بوده است. مادربزرگم میگفت: خیلی ها آب نمک را به جای اشک در این بلور های خلوص می ریختند و پیش روی مرد خسته از سفر بازگشته میگذاشتند.
_مهم نیست. همیشه شِبهِ عشق در کنار عشق بوده است شِبهِ صداقت در کنار صداقت، اما هرگز از رونق بازار عشق و صداقت چیزی کاشته نمی شود. تو عاشق صداقت باش و بمان، دنیا را به حال خود بگذار!

|