|
 امروز نشستم تا با ده انگشت عقلم میزان درد تو را محاسبه کنم پس اندیشیدم تو دردها را از گوشه تاریک ترین دریا ها تا اوج روشن ترین ستاره ها در هر لحظه می خوانی اما اما نازک ترین قلب دنیا را در سینه پنهان کرده ای هر چه کوشیدم نفهمیدم این درد و این سینه ضرب در هم چه میشود اما به عمق خجالت خود پی بردم چقدر تا کنون این نازک را شکسته ام چقدر... چقدر...
|