این ترانه رو تقدیم می کنم به بابای مهربون تر از گلم ، کسی که در کنار اون ایثار مهربانی و را آموختم و شکوفه زدم.
..... ..... .....
سلام بابا جون سلام دستاتو می بوسم من /خسته شدی می دونم دلت گرفته حتمآ
وقتی نبودی بابا خواب تو رو می دیدم /تو تنهایی غصه رو از گریه هام می چیدم
بابا شبا نبودی هی می پریدم از خواب /آخرشم سئوالم از تو می موند بی جواب
یه جای ساکت همش بغض مو وا می کردم /هی با تو حرف می زدم میونه اشک و دردم
اشکامو پاک می کردم با غم دست سردم /عکس تو روبروم بود برات دعا می کردم
آخه اگه نباشی خنده نداره جایی /بابا تو مهربونی مثله ستاره هایی
وقتی از سختیات می گی دلم می گیره /اشک می شینه تو چشات آدم می خواد بمیره
یادت می یاد رو دوشت وای میستادم بابا جون /وقتی می خواستی بری با گریه گفتم بمون
دست کشیدی رو سرم گفتی می یام دوباره /قلب بابا که بی تو دیگه امید نداره
بابا تو جیبت همش عکس منو می زاشتی /توی نگات همیشه یه دنیا غصه داشتی
شبایی که تو بودی آروم می رفتم تو خواب /مثله یه چشمه پاکی آروم مثله بوی آب
اگه یه وقت نباشی پائیز چشمام می یاد /آسمونش می گیره می باره ابراش زیاد
رو چین چینای دستت خستگی هات نشسته /بدون اگه نباشی دل منم شکسته
یادم نمی ره هیچ وقت چهره ی تو ، تو بارون /دون دون دنبالت تو برفای زمستون
تو شوق دیدن تو بند می یومد زبونم /از غم دوری تو اشک می یومد رو گونم
وقتی می خنده بابام خونه طلایی می شه /مثله نوازش خواب روتن سرد بیشه
شعرم اگه غم داره یه چیزی رو کم داره /قلب بابا شکستن عاقبتی نداره