|
...
چنین که تنهائی دریا، تنهائی من است
مپندار که هیچ پروازی در خواب پرگار...!
_مضراب شب شکسته از نال نال نی نوای من است!
یعنی کسی سراغ تو را از مویه های من نخواهد گرفت؟
بی تو گریستن
در پی باد دویدن است.
می دانم،
تا به مجاب خویش، کرده ی دریا را بیاموزم،
این وعده مرا تمام، که دیگران را دیدن _
انگاری تو را دیدن است.
|