|
کیستی که من این گونه به اعتماد نام خود را با تو می گویم و کلید خانه قلبم را در دستت می گذ ارم نانه شادی هایم را با تو قسمت می کنم و در رویاهایم به کنارت می نشینم و بر زانوی تو این چنین ارام به خواب می روم . * * * کیستی تو که من این گونه به جد در دیار رویاهای خویش با تو درنگ می کنم.
|