رویایی از تو



..هیچ نگفت

 

گفتم بگو :


سکوت کرد  و  هیچ نگفت  و  رفت
 

     و من هنوز گوش می کنم . . . . .

              ......      ......      ......

   

با توام ای سهراب ای به پاکی چون آب


یادته گفتی بهم تا شقایق زندست زندگی باید کرد

 

نیستی سهراب ببینی که شقایق هم مرد دیگه با چی کسی رو دل

خوش کرد؟


یادته گفتی بهم اومدی سراغ من نرم آهسته بیا که مبادا ترکی برداره

 

چینی نازک تنهایی تواومدم آهسته نرم تر از یک پر قو خسته و چشم

براه

 

یادته گفتی بهم عاشقی یعنی دچار  فکر کنم شدم دچار

 

تو خودت گفتی که تنهاست  ماهی اگه دچار دریا باشه

 

آره تنها باشه یار غمها باشه

 

یادته میگفتی گاه گاهی قفسی میسازم میفروشم به شماتا با آواز

شقایق

 

که در آن زندانیست دل تنهایی تان تازه شود

 

دیگه حتی اون شقایق که اسیر قفسه سهراب ساحل یک نفسه

 

نیست که تازگی برای این دل تنهایی من

 

پس کجاست اون قفس شقایقت منو با خودت ببر به قایقت

 

راست میگفتی کاش مردم دانه های دلشان پیدا بود آره کاشک

دلشون شیدا بود

 

من به دنبال یه چیز بهترینم سهراب تو خودت گفتی بهم

 

بهترین چیز رسیدن به نگاهیست که از حادثه ی عشق تر است.

                                                                      

                                                                

جمعه ٢٤ اسفند ۱۳۸٦  توسط سمیرا  | پيام هاي ديگران ()

 

/ بگذار در کنار صدایت نفس تازه کنم ..

                                                                        

                                               

 تنهایی ام فقط با صدای تو پر می شود


تنهایی ام تا رسیدن به همه ی دست های عالم به هم


تا رسیدن همه دست ها به سمت افق


تا رسیدن همه ی انتظار ها به یک آمدن


تا رسیدن من به تو تنها با صدایت پر می شود


بگذار در کنار صدایت نفس تازه کنم


بگذار با صدایت خورشید را در شب نگاهم به طلوعی دوباره فرا بخوانم


بگذار با صدایت صدایم بگیرد ، بغض کنم ، گریه تازه کنم


ای صدای همه ی تنهایی های بی صدا


ای سکوت سرشار از نزدیکی نزدیک تر بیا


تنهایی ام فقط با صدای تو پر می شود..


_فرزاد حسنی/
 

چهارشنبه ۱٥ اسفند ۱۳۸٦  توسط سمیرا  | پيام هاي ديگران ()

 

تقدیم به صاحب همه ی لحظه هایم : امام زمان (عج)


....منتظرانه کلماتم را رو به آسمان می گویم..

دلم روشن است که می آیی ....از کوچه باغ ملکوت ،ازسمت رنگین کمان لحظه ها ،

از تمام جاده های نور که به کهکشان عشق تو ختم می شود.

دلم روشن است که می آیی....در انتظارت جمعه ها را می شمارم ،

عطر آمدنت از جمعه های بی تو و از جمعه های در راه می شنوم .


 

/باز امشب ای ستاره تابان نیامدی

باز ای سپیده شب هجران نیامدی

شمعم شکفته بود که خندد به روی تو

افسوس ای شکوفهء خندان نیامدی

زندانی تو بودم و مهتاب من چرا

باز امشب از دریچهء زندان نیامدی

شعر من از زبان تو خوش صید دل کند

افسوس ای غزال غزلخوان نیامدی

گفتم به خوان عشق شدم میزبان ماه

مهربان من تو که مهمان نیامدی

خوان شکر به خون جگر دست میدهد

مهمان من چرا به سر خوان نیامدی

دیوان حافظی تو و دیوانهء تو من

اما پری به دیدن دیوان نیامدی

نشناختی فغان دل رهگذر که دوش

ای ماه قصر بر لب ایوان نیامدی

گیتی متاع چون منش آید گران به دست

اما تو هم به دست من ارزان نیامدی

صبرم ندیده ای که چه زورق شکسته یی است

ای تخته ام سپرده به طوفان نیامدی/  

شنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸٦  توسط سمیرا  | پيام هاي ديگران ()

 

ترانه ای برای پدر

..این ترانه رو تقدیم می کنم به بابای مهربون تر از گلم ، کسی که در کنار اون ایثار مهربانی و را آموختم و شکوفه زدم.

    .....        .....        .....  

           
سلام بابا جون سلام دستاتو می بوسم من /خسته شدی می دونم دلت گرفته حتمآ

وقتی نبودی بابا خواب تو رو می دیدم /تو تنهایی غصه رو از گریه هام می چیدم

بابا شبا نبودی هی می پریدم از خواب /آخرشم سئوالم از تو می موند بی جواب

یه جای ساکت همش بغض مو وا می کردم /هی با تو حرف می زدم میونه اشک و دردم

اشکامو پاک می کردم با غم دست سردم /عکس تو روبروم بود برات دعا می کردم

آخه اگه نباشی خنده نداره جایی  /بابا تو مهربونی مثله ستاره هایی

وقتی از سختیات می گی دلم می گیره /اشک می شینه تو چشات آدم می خواد بمیره

یادت می یاد رو دوشت وای میستادم بابا جون /وقتی می خواستی بری با گریه گفتم بمون

دست کشیدی رو سرم گفتی می یام دوباره /قلب بابا که بی تو دیگه امید نداره

بابا تو جیبت همش عکس منو می زاشتی /توی نگات همیشه یه دنیا غصه داشتی

شبایی که تو بودی آروم می رفتم تو خواب /مثله یه چشمه پاکی آروم مثله بوی آب

اگه یه وقت نباشی پائیز چشمام می یاد /آسمونش می گیره می باره ابراش زیاد

رو چین چینای دستت خستگی هات نشسته /بدون اگه نباشی دل منم شکسته

یادم نمی ره هیچ وقت چهره ی تو ، تو بارون /دون دون دنبالت تو برفای زمستون

تو شوق دیدن تو بند می یومد زبونم /از غم دوری تو اشک می یومد رو گونم

وقتی می خنده بابام خونه طلایی می شه /مثله نوازش خواب روتن سرد بیشه

شعرم اگه غم داره یه چیزی رو کم داره /قلب بابا شکستن عاقبتی نداره

سه‌شنبه ٧ اسفند ۱۳۸٦  توسط سمیرا  | پيام هاي ديگران ()

 

خلقت تو

خداوند روز اول آفتاب را آفرید ،

روز دوم ،   دریا را

روز سوم ،   صدا را

روز چهارم ،   رنگ ها را

روز پنجم ،   حیوانات

روز ششم ،   انسان را

و روز هفتم ،

خداوند اندیشید  دیگر چه چیزی را نیافریده است ؛

پس تو را .. 

برای من آفرید.

                           *    *    *

         /شهر پرنده ها کجاست/

چه با شتاب اومدی ! گفتم برو ! اما نرفتی و باز هم کوبه ی در رو کوبیدی .

گفتم : بسه برو ! گفتم : اینجا سنگین است و شلوغ . جا برای تو نیست . اما نرفتی . نشستی و گریه کردی .

آنقدر که گونه های من خیس شد .

بعد در را گشودم و گفتم : نگاه کن چقدر شلوغ است ! و تو خوب دیدی که آنجا چقدر کاغذ و حرف و تنهایی و بغض و زخم و یاُس و

دلتنگی و اشک و آشوب و مه و تاریکی و سکوت و ترس و اندوه و غربت در هم ریخته است و دل گیج گیج بود . و دل سیاه و شلوغ وسنگین .

گفتی : اینجا رازی نیست ! گفتم راز ؟ گفتی : من رازم ..

و آمدی ... بعد چشمانت  از میان آن قاب سبز جادو کردند و گویی طوفانی غریب در گرفت .

آنچنان که نزدیک بود دل از جا کنده شود و من می دیدم که حرفها و کاغذها و یاُس ها و تاریکی ها و ترس و آشوب ومه و سکوت و زخم و دلتنگی و غربت و اندوه ٫ 

مثل ذرات شن در شنزار از سطح دل روبیده می شوند و چون کاغذ پاره هایی در آغوش طوفان گم می شدند .

خانه پرداخته شد و خلوت و عجیب سبک . و تو در دل هبوط کردی . گفتم چیستی ؟ گفتی : راز !

هر چه می نوشمت تشنه ترم ای عطش آورترین آب ! ای تلخ ترین شیرینی !

ای سبکترین سنگینی ! تو غمناکترین شادی زندگیم هستی .

تو شادی بخش ترین اندوه هستی ام هستی .

ای اتفاق پیچیده ! چرا مرا نمی سوزانی ای سردترین شعله ی هستی!

ای پر سنگین رها شده از گم نامترین پرنده ی مهاجر هستی !

 شهر پرنده ها کجاست ؟

 

جمعه ۳ اسفند ۱۳۸٦  توسط سمیرا  | پيام هاي ديگران ()

 


پیر ما گفت: که جنگ است قلم بردارید
samira_sarafraznaderi@yahoo.com

 

سمیرا

 

رهبرم
پدرمهربون(روزبه)
شهید گمنام
لینک های مرتبط به تئاتر
رویای صدا
حافظ ایمانی
وبلاگ تخصصی ام(روانشناسی)
صحرا ××زهرای عزیز××
الــهی به امیـــدتو...(هــدی)
همنفس لحظه ها
استاد وحید جلیلوند عزیز
راز پاییز
راز شقایق
کویر
مثل یک شب بی طپش
السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا (یا امام رئوف)
*شیدای شب*سارا*
خدیجه کبری ام المومنین
پرواز روح
وبلاگ دوستداران حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشريف
ندای عشاق
عکس وارونه
نجوای شبانه
نمی دانم ها
شاعری در اتاق مجازی
دانشجو
بی همگان به سر شود بی تو به سر نمی شود(علی)
مرجع دانلود و آموزش رایگان نرم افزار
شهاب حسینی

 

 

 

RSS 2.0

 .:: رويای صدا ::.