رویایی از تو



ای خدایی که برام تو شبا فانوسی/ هول می شم وقتی تو منو می بوسی

می دانم هیچ صندوقچه ای نیست که بتوانم رازهایم را توی آن بگذارم و درش را قفل کنم ، چون او همه ی قفل ها را باز می کند .

او هرشب خواب های مرا تماشا می کند وآرزهایم را می بیند .

حتی آرزوهایی را که هنوز وقت نکرده ام آرزویشان کنم .

اومی داند که امروز چند بار اشتباه کرده ام و چند بار شیطان از نزدیکی های قلبم گذشته .

اومی داند فردا چه شکل است و دقیقا می داند چند نفرفردا به دیدنش خواهند رفت.

او اسم همه بچه هایی را که فردا به دنیا می آیند را می داند.

او می داند که من چند شنبه می میرم و می داند آن روز هوا ابری است یا آفتابی.

او ساعت و دقیقآ تمام قرارملاقات هایش را با آدم ها می داند.

او سرنوشت همه ی برگ ها را می داند و از مسیر حرکت تمام باد ها با خبر است.

او می داند که هر کدام از قاصدک ها چه خبری با خود به کجا می برند. او می داند کدام دانه برنج را کدام مورچه ، از زمین بر می دارد و می داند تک تک دانه های انار، در کدام لحظه پائیز می رسند .

او می داند هر کدام از قطره های باران بالاخره به پای کدام دانه می رسند و می داند کدام دانه گندم ، سهم سفره هفت سین ماست و می داند کدام سیب سرخ را تو گاز خواهی زد .

او حساب اشک های تو را دارد و می داند تا حالا چند تا ستاره از چشمت چکیده ، او می داند در نوک هر پرنده چند تا آواز است و در قلب تو چند آرزو.

او می داند که قلب تو تا حالا چند بار شکسته و هر بار که شکسته تنها او صدای شکستنش را شنیده .

او می داند که .....

او می داند که......

خدایا می خواستم نا مه ای برایت بنویسم ، اما مطمئنم که تو نامه ام را قبل از این که بنویسم خوانده ای .

پس تنها منتظره جواب می مانم.

 

شنبه ٢٧ بهمن ۱۳۸٦  توسط سمیرا  | پيام هاي ديگران ()

 

صدای تو

صدا کن مرا

صدای تو خوب است

صدای تو سبزینه آن گیاه عجیبی است

که در انتهای صمیمیت حزن میروید.

درابعاد این عصر خاموش

من از طعم تصنیف در متن ادراک یک کوچه تنهاترم

بیا تابرایت بگویم چه اندازه تنهایی من بزرگ است

و تنهایی من شبیخون حجم تو را پیش بینی نمی کرد

و خاصیت عشق این است.

کسی نیست

بیا زندگی را بدزدیم و آن وقت میان دو دیدار قسمت کنیم

بیا باهم از حالت سنگ چیزی بفهمیم

بیا زودتر چیزها بدزدیم

بیا آب شو مثل یک واژه در سطر خاموشی ام

بیا ذوب کن در کف دست من جرم نورانی عشق را

....    ....    ....

اگر کاشف صبح آمد صدا کن مرا

و من در طلوع گل یاس

از پشت انگشت های تو بیدار خواهم شد.

چهارشنبه ۱٧ بهمن ۱۳۸٦  توسط سمیرا  | پيام هاي ديگران ()

 

حقيقت است

آه  چه سخت است خواستنت

آن گونه که  من  می خواهمت

از عشق تو .....

آسمان. قلبم .و کلاهم 

در کار آزار من اند.

چه کسی خریدار روبانی است که من دارم 

و یا چه کسی خریدار این اندوه کتانی سپید من است

تا از آن دستمالی بسازد ؟

آه  چه سخت است خواستنت 

آن گونه که  من  می خواهمت .

چهارشنبه ۳ بهمن ۱۳۸٦  توسط سمیرا  | پيام هاي ديگران ()

 


پیر ما گفت: که جنگ است قلم بردارید
samira_sarafraznaderi@yahoo.com

 

سمیرا

 

رهبرم
پدرمهربون(روزبه)
شهید گمنام
لینک های مرتبط به تئاتر
رویای صدا
حافظ ایمانی
وبلاگ تخصصی ام(روانشناسی)
صحرا ××زهرای عزیز××
الــهی به امیـــدتو...(هــدی)
همنفس لحظه ها
استاد وحید جلیلوند عزیز
راز پاییز
راز شقایق
کویر
مثل یک شب بی طپش
السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا (یا امام رئوف)
*شیدای شب*سارا*
خدیجه کبری ام المومنین
پرواز روح
وبلاگ دوستداران حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشريف
ندای عشاق
عکس وارونه
نجوای شبانه
نمی دانم ها
شاعری در اتاق مجازی
دانشجو
بی همگان به سر شود بی تو به سر نمی شود(علی)
مرجع دانلود و آموزش رایگان نرم افزار
شهاب حسینی

 

 

 

RSS 2.0

 .:: رويای صدا ::.