رویایی از تو



تو عاشقانه بخوان

 

 من عاشقانه نگفتم تو عاشقانه بخوان

من با ترانه نگفتم تو با ترانه بخوان

من با بهانه نگفتم تو بی بهانه بخوان

من صادقانه....

که گفتم تو صادقانه بخوان

من عاشقانه نگفتم

تو عاشقانه بمان

بمان

که از تو سرشار می شود این پیر مرد عاشق و با تو جوان

دلم

اخ دلم....

دارم پراکنده می گویم  تو که می فهمی اصلا برایم هیچ کس جز تو مهم نیست

اما وقتی تو مهم می شوی همه مهم می شوند

همه عزیز می شوند

حتی ان مورچه که بی بهانه زیر پایم....

یادت هست پایم را بلند کردم

که ذکر گوی از ذکر تو نیفتدد

 

 

 

دوست دارم بلند بنویسم و پراکنده چقدر هر روز بعضم رو بخورم و کوتاه بنویسم

دلم...

اخ دلم اما سبک نمی شود

راستی تو عاشق شده ای

گفته بودم

عاشق نشوی که دل تنگ چیز خوبی نیست

دلم....

تو عاشقانه بخوان..

 

                                               شعر: علی ضیا

 

 

جمعه ٢٩ اردیبهشت ۱۳٩۱  توسط سمیرا  | پيام هاي ديگران ()

 

تکیه دادم بر باد و هر چه بادا باد

 

گفت سختمه
هراسون بود
همیشه خیره به یه جا
اما... اما تازگیا اینجوری نبود
گفت آروم تر بیا ندو... ندو...

میگفت زمین دیگه عینه سابق محکم نیست
آدمام همینجوری شدند...

 سرمو خم کردم که دلیل حرفشو بپرسم دیدم نیست...

آه فراق یعنی تو
نمی دانم
شاید هم تو یعنی فراق

کسی چه میداند
شاید فردا باران ببارد..

یکشنبه ۱٠ اردیبهشت ۱۳٩۱  توسط سمیرا  | پيام هاي ديگران ()

 

این حس یه شب منو می کشه

 

عذابم بده بگو بدون تو من کی اَم...   ببین منو فقط به یک عذاب از تو راضی ام

هجوم عشقتو که رو به من کم نمی کنی...   عذابم بده تو که خلاصم نمی کنی

قلبم کنار حست خوشه...   این حس یه شب منو می کُشه

بغض شبام از اینه...    هر روز من همینه

اسمت ادامه ی من شده...    مثل نفس کشیدن شده

این حس از تو گفتن...   این بغض هر شب من

حس تو شبا می پیچه دور تنم...   عطرتو تا کی تو اتاقم بزنم

مثل من با درد تو می سازه تنم...   مثل تو هر شب پُرِ خالی شدنم



       "شاعر:روزبه بمانی"


جمعه ٢٥ فروردین ۱۳٩۱  توسط سمیرا  | پيام هاي ديگران ()

 

!یا امیر المومنین روحی فداک آسمان را دفن کردی زیر خاک؟

 

از تمام نخل ها پرسیده ام
آری اما پاسخی نشنیده ام


یا امیر المومنین روحی فداک
آسمان را دفن کردی زیر خاک؟

 

 


آه را در دل نهان کردی چرا؟
ماه را در گل نهان کردی چرا؟


یا علی جان تربت زهرا کجاست؟
یادگار غربت زهرا کجاست؟


تا ز نورش دیده را روشن کنم
بر مزارش شعله ها بر تن کنم


آه از آن ساعت که آتش در گرفت
جام را از ساقی کوثر گرفت


یاد پهلویش نمازم را شکست
فرصت رازو نیازم را شکست


آه زهرا تا ابد جاری بود
دست مولا تشنه یاری بود


پنجشنبه ۱٧ فروردین ۱۳٩۱  توسط سمیرا  | پيام هاي ديگران ()

 

اینجا بهشت روی زمین

هرچند حال و روز زمین و زمان بد است          یک تکه از بهشت درآغوش مشهد است

     حتی اگر به آخر خط هم رسیده ای           آنجا برای عشق شروعی مجدد است

جمعه ۱۱ فروردین ۱۳٩۱  توسط سمیرا  | پيام هاي ديگران ()

 


زن که باشی درباره‌ات قضاوت می‌کنند در باره‌ی لبخندت که بی‌ریا نثار هر احمقی کردی درباره‌ی زیبایی‌ات که دست خودت نبوده و نیست درباره‌ی تارهای مویت که بی‌خیال از نگاه شک‌آلوده‌ی احمق‌ها از روسری بیرون ریخته‌اند درباره‌ی روحت، جسمت درباره‌ی تو و زن بودنت، عشقت، همسرت قضاوت می‌کنند تو نترس و زن بمان احمق‌ها همیشه زیادند نترس از تهمت دیوانه‌های شهر که اگر بترسی رفته رفته زنِ مردنما می‌شوی
samira_sarafraznaderi@yahoo.com

 

سمیرا

 

رهبرم
پدر مهربان.....روزبه
ادبدون
رویای صدا
شهید گمنام
لینک های مرتبط به تئاتر
حافظ ایمانی
عصر ظهور
صحرا.....زهرای عزیز
همنفس لحظه ها
استاد وحید جلیلوند عزیز
راز پاییز
راز شقایق
کویر
مثل یک شب بی طپش
السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا....یا امام رئوف
فریاد خاموش
خدیجه کبری ام المومنین
*شیدای شب*سارا*
وبلاگ دوستداران حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشريف
ندای عشاق
عکس وارونه
نمی دانم ها
شاعری در اتاق مجازی
دانشجو
بی همگان به سر شود بی تو به سر نمی شود......علی

 

 

 

RSS 2.0

 .:: رويای صدا ::.